زمستون و پسری
سلام پسر قشنگم
این اولین زمستونیه که میبینی پارسال که باردار بودم همش دوست داشتم تو زمستون بغلت بگیرم تو برفها ازت عکس بگیرم ولی متاسفانه نه پاییز تونستم ازت عکس بگیرم نه زمستون البته هنوز خیلی مونده تا آخر زمستون چهارشنبه صبح بردیمت دکتر حداد و ختنه شدی دکترت گفت 3 ساعتی گریه میکنی ولی خوشبخاتانه فقط 20 دقیقه خیلی شدید گریه میکردی این اولین باری بود که اینجوری گریه میکردی نمیدونی تو اون 20 دقیقه چه حالی داشتیم تا اینکه بغل خاله طیبه خوابت برد و خدا رو شکر بعد از اون خیلی زیاد گریه نکردی فقط وقت تمیز کردنت بود که گریه میکردی آخ وقتی تمیزت میکنیم قیافتو طوری میکنی دلم کباب میشه ولی چیکار کنیم مجبوریم تمیزت کنیم که عفونت نکنه من دستات رو مگیرم و مامان بزرگت تمیزت میکنه پسرم این اولین باریه که تو خواب گریه میکنی که اونم بخاطر دردیه که داری تا الان که 5 ماه و چند روز که گذشته هیچ وقت نشده شب بیداری شی و گریه کنی نمیدونی چقدر دلم برات میسوزه که اینجوری میشی ولی مجبور بودیم عزیزم اینجوری وقتی بزرگ شدی اذیت نمیشی خلاصه اینکه من خیلی دوست داشتم از برف زمستون باهات عکس بگیرم ولی خوب نمیشه بیرون ببریمت ایشاله زود زود خوب بشی و بریم بیرون حسابی با هم عکس بگیریم 
راستی عزیزم با وجود اینکه اذیت میشی بازم خیلی خوش خنده ای دیشب باهامون تاتی بازی میکردی و میخندیدی خودت پتو رو میکشیدی رو چشمات دوباره میکشیدی پایین و با تی گفتن عمت قهقهه میزدی اینقدر برا این کارت ذوق زده شدیم من یکی که فکم درد گرفت از بس با ذوق برات خندیدم آخه عزیزم این کارا برا تو خیلی زوده نمیدونم این کارارو از کی یاد میگیری قربونت بشم اینقدر تیز و زرنگی
از این کارت فیلم گرفتم چون به هر کی میگم باور نمیکنه حالا دیگه میتونم فیلمو نشون بقیه بدم ببینن پسرم چقدر زرنگه 
عزیزم سر فرصت ازت عکس میگیرم و میزارم تو وبلاگت 
بریم سر وقت عکسا


اینجا ختنه شدی و چون تازه بود نمیتونستم کاپشن سر همی رو تنت کنم واسه همین لباس حمومو رو لباسا تنت کردم که ببرمت بیرون تو برف عکس بگیریم ولی همین که لباسو تنت کردم بغلم خوابت برد و دیگه منصرف شدم ببرمت بیروم واسه همین تو خواب ناز ازت عکس گرفتم

اینجا شب قبل از ختنته که شاد بودی و بازی میکردی از روز بعد خبر نداشتی خخخخخخخخخخخ



این عکسا رو هم از پنجره اتاقم گرفتم (اداره) که آسمون خیلی قشنگ بود وقتی ابرا رو دیدم ناخودگاه خدا رو شکر کردم برای این همه زیبایی


اینم چند روز بعد نمای قشنگ حیاط اداره و پشت اداره که با برف خیلی قشنگ شده من که هر وقت صحنه قشنگی میبینم نا خدا گاه خدا رو برا زیبایی های که آفریده شکر میکنم
برف خیلی قشنگه و زیبایی خاصی به شهرمون داده یکی از زیبایی که خدا به من داده پسر قشنگمه که هر روز و هر ساعت خدا رو شکر میکنم بخاطر این نعمت قشنگی که به من داده

خدا هزار بار شکرت خیلی دوست دارم خدا جوووووونم




زمستون و پسری 


